حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

392

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

« ذكر رسم و دستور در ستدن خراج بقم قديما ، و سبب كرفتن آن ، و وجوه ستدن آن بخراج ولد الأب » مراد به « خراج ولدألاب » آنست كه : از هر قبيلهء آنكس كه مشهور و معروف بود ، خراج آن قبيله بنام آنشخص باز خوانند ، و آن را « خراج ولدألاب » گويند . چنين روايت كرده‌اند ، اهل دانش و معرفت بأمر خراج بقم ، از پيران و بزركان خود ، كه ايشان گفته‌اند ، كه : در قديم رسم آنچنان بوده است ، كه عامل بقم ، ده مرد را از بزركان عرب بقم ، ضامن و وظيفهء مال خراج كردانيده‌اند ، و باسم سلطان برايشان عقدنامه بسته‌اند و مهر كرده ، و أمر سآئر ارباب خراج با اين ده مرد بوده است نه با عامل . و جون بعضى از ارباب خراج بحصّهء مال خود - بسبب عجز ، يا غير آن - خلل « 1 » در مىآورد ، آن ده مرد كفلا « 2 » بذانج وقت زمان اقتضا مىكرد ، ضيعهء ايشانرا تدبير و فكر مىنمودند ، كاهى بمىفروختند ، و كاهى برهن مىكردند . و ازينجاست معنىء سخن عبد اللّه بن سليمان وزير ، در آن هنكام كه صفيّه دختر محمّد بن على بن عيسى طلحى « 3 » بنزديك او تظلّم نمود ، و شكايت كرد از طلب‌كردن بنى عمّ « 4 » او - آل سعد - او را بخراج ولدألاب .

--> ( 1 ) . اختلال و كمبود . ( 2 ) . كفلاء : جمع « كفيل » ، ضامن . ( 3 ) . على بن عيسى طلحى از فرماندهان لشكر عباسيان بود ، كه در سال 217 هجرى به دستور مأمون براى سركوب مخالفت مردم قم با حاكم و مأموران ديوان خراج به قم آمد . و به نظر مىرسد على بن عيسى در قم ساكن شد ، و سكونت او ساليان طولانى برقرار بود و با دخترى از آل سعد ازدواج نمود ، و از اهالى قم گرديد ، تا جايى كه نواده او يعنى صفيّه دختر محمد به همان سختى افتاد كه مردم قم دو نسل قبل از او گرفتار آن شده بودند ، و نياى او براى سركوب آنان به قم لشكركشى نمود . ( 4 ) . عموزادگان .